تبليغاتX
از شهر زاد من هزار شب دیگر باقی است -

از بند ناف من

هنوز خون ناخن های تو می چکد

این درد را چگونه زاده ای؟

این برهنه را

چگونه به باد سپردی

که هیچ دستی او را نمی پوشاند؟

از تو که پنهان نیست

هنوز

عروسکم را به دنیا نیاورده ام

بگذار در زهدان من

زخم هایش فرو نشیند

پیراهنش را در آفتاب خشک کند

جایی بیابم

بی باد

بی باران

بگذار ناخن هایم را کوتاه کنم...

بعد...

(ناهید سلطانی)

 

+ نوشته شده توسط ناهید سلطاني در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 4:25 |


Powered By
BLOGFA.COM