تبليغاتX
از شهر زاد من هزار شب دیگر باقی است
بار اول که نیست 

  اینطور زیبا می میرم  

همین دیروز "

تا غروب

هفت بار مردم .

به همین سادگی!

به همین سادگی که بر گونه هایم بوسه میزنی "

مرگ میاید

کنارم می نشیند

پیشانی ام را می بوسد

و درست در آخرین لحظه برمیگردد

برمیگردد

و با لبخند پلک می زند

یعنی که:

برمی گردم نازنین !

برمیگردم.

+ نوشته شده توسط ناهید سلطاني در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 23:32 |


Powered By
BLOGFA.COM